تبليغاتX
انيس النفوس

السلام عليك يا انيس النفوس يا علي ابن موسي الرضا

همه ي شما داستان شهادت امام رضا (ع) را شنيده ايد اما كمتر كسي اين داستان را از زاويه ي زير شنيده است، حتما اين داستان را از زاويه ي زير نيز بخوانيد.
همچنين مرحوم شيخ صدوق به نقل از اباصلت هروى حكايت نموده است :
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام به من فرمود:
اى اباصلت ! داخل مقبره هارون الرّشيد برو و قدرى خاك از چهارگوشه آن بياور.
اباصلت گويد: طبق دستور حضرت رفتم و مقدارى خاك از چهار گوشه مقبره هارون برداشتم و آوردم ، فرمود: آن خاكى را كه از جلوى درب ورودى آوردى ، بده .
هنگامى كه آن خاك را گرفت ، بوئيد و فرمود: قبر مرا در اين مكان حفر خواهند كرد؛ و آن گاه به سنگ بزرگى برمى خورند، كه اگر تمام اهل خراسان جمع شوند نمى توانند آن را بشكنند؛ و به هدف حود نمى رسند.
سپس امام عليه السلام فرمود: اكنون قدرى از خاك هاى بالين سر هارون الرّشيد را بياور.
وقتى آن خاك را گرفت و بوئيد، اظهار داشت : اى اباصلت ! همانا قبر من در اين جا خواهد بود و اين تربت قبر من مى باشد، كه بايد تو دستور بدهى تا همين مكان بالين سر هارون را حفر كنند.
و بايد لحدى به طول دو ذراع يك متر و عرض يك وجب تهيّه نمايند؛ البتّه خداوند متعال هر قدر كه بخواهد، آن را براى من توسعه خواهد داد.
و چون كار لحد تمام گردد، از سمت بالاى سر رطوبتى نمايان مى شود، كه من دعائى را تعليم تو مى دهم ، وقتى آن را خواندى ، چشمه اى ظاهر و قبر پر از آب شود.
پس از آن ، تعدادى ماهى كوچك نمايان خواهد شد و لقمه نانى را به تو مى دهم ، آن را ريز كن و داخل آب بينداز تا بخورند؛ و چون نان تمام شود، ماهى بزرگى آشكار گردد و تمام آن ماهى ها را خواهد خورد و سپس ناپديد مى شود.
بعد از آن دست خود را داخل آب بگذار و آن دعائى را كه به تو تعليم نموده ام بخوان تا آن كه آب فروكش كند و ديگر اثرى از آن بر جاى نماند.
ضمنا تمام آنچه را كه به تو دستور دادم و برايت گفتم ، بايد در حضور ماءمون انجام گيرد.

وبلاگ انيس النفوس - Www.AnisonNofous-Fa.BlogFa.Com


آن گاه امام رضا عليه السلام فرمود: اى اباصلت ! اين فاجر مامون عبّاسى فردا مرا به دربار خويش احضار مى كند، پس هنگام بازگشت اگر سرم پوشانيده نباشد، حالم خوب است و آنچه خواستى از من سؤ ال كن ، ليكن اگر سرم را پوشانيده باشم با من سخن مگو كه توان سخن گفتن ندارم .
اباصلت گويد: چون فرداى آن روز شد، امام عليه السلام در محراب عبادت مشغول دعا و مناجات بود، كه ناگهان مامورى از طرف مامون وارد شد و گفت : ياابن رسول اللّه ! خليفه شما را يه دربار خويش احضار كرده است .
به ناچار امام رضا عليه السلام از جاى خويش برخاست ، كفش هاى خود را پوشيد و عبا بر دوش انداخت و به سوى دربار ماءمون حركت نمود و من نيز همراه حضرت روانه شدم .
هنگامى كه وارد شديم ، ديدم كه از انواع ميوه ها طَبَقى چيده اند و نيز طبقى هم از انگور جلوى ماءمون نهاده بود؛ و خوشه اى دست گرفته و مى خورد.
چون ماءمون چشمش به حضرت رضا عليه السلام افتاد، از جا بلند شد و تعظيم كرد.
و ضمن معانقه ، پيشانى حضرت را بوسيد؛ و سپس آن بزرگوار را كنار خود نشانيد و خوشه اى از انگور برداشت و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! آيا تاكنون انگورى به اين زيبائى و خوبى ديده اى ؟
حضرت سلام اللّه عليه فرمود: انگور بهشت بهترين انگور است .
مامون گفت : از اين انگور تناول فرما، امام عليه السلام اظهار داشت : مرا از خوردن آن معاف بدار.
مامون گفت : چاره اى نيست و حتما بايد از آن تناول نمائى ؛ و سپس خوشه اى را برداشت و از يك طرف آن چند دانه از آن را خورد و مابقى آن را تحويل حضرت داد.
امام رضا عليه السلام سه دانه از آن انگور را ميل نمود و مابقى را بر زمين انداخت و از جاى خود برخاست .
مامون پرسيد: كجا مى روى ؟
حضرت فرمود: به همان جائى مى روم ، كه مرا فرستادى .
و چون حضرت از مجلس ماءمون خارج گرديد، ديدم كه سر مقدّس خود را پوشاند.
و آن گاه داخل منزل خود شد و به من فرمود: اى اباصلت ! درب خانه را ببند و قفل كن ؛ و سپس خود داخل اتاق رفت و از غريبى و جاى ظالمان ؛ و نيز از شدّت ناراحتى ناله مى كرد (1)

پي نوشتها:

1- امالى شيخ صدوق : ص 526، ح 17، عيون اخبارالرّضا عليه السلام : ج 2، ص 241، ح 1، ضمنا ادامه داستان در حالات امام جواد عليه السلام مى باشد.

منبع: كتاب چهل داستان و چهل حديث از امام رضا عليه السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390;ساعت 16:39;  توسط ;  | 

وبلاگ انيس النفوس - Www.AnisonNofous-Fa.BlogFa.Com

دوستانی که از ابتدا با وبلاگ انیس النفوس همراه بوده اند حتماً مطلع هستند که هر سال با توجه به نامگذاري آن سال توسط رهبر عزيزمان امام خامنه اي (مدظله العالي) مقاله اي را راجع به اين نامگذاري از ديدگاه امام رضا (ع) منتشر مي نماييم كه تا كنون دو مقاله با عنوان " اصلاح الگوی مصرف از دیدگاه امام رضا (ع) " و " همت مضاعف و کار مضاعف از دیدگاه امام رضا (ع) " ارائه دادیم که مورد توجه کاربران فارسی زبان بسیاری قرار گرفت و ما تصمیم گرفتیم امسال هم که توسط رهبر عزیزمان سال " جهاد اقتصادي " نامگذاری شده مقاله ای تحت عنوان " جهاد اقتصادي از دیدگاه امام رضا (ع) " (1) منتشر کنیم ، با امید به اینکه این موضوع را سرلوحه ی کارهایمان هم قرار دهیم و فقط نگاه تبلیغاتی به عناوین سال ها نداشته باشیم.

سخنان اهل بيت (ع) در بردارنده خير دنيا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهاي گران بهايشان، هم شيوه هاي خوشبختي در دنيا را فرا راه پيروانشان قرار داده اند و هم شيوه هاي خوشبختي در آخرت را. آموزه هاي به جا مانده از هشتمين امام ما نيز، هم در بردارنده رهنمودهاي سامان بخشي به دنياي انسان هاست و هم به خوشبختي آخرت توجه دارد. بر اين اساس و به منظور آباداني دنياي آدميان، به انديشه هاي اقتصادي امام رضا(ع) اشاره مي شود. بررسي انديشه هاي اقتصادي امام هشتم(ع)، آنگاه اهميت بيشتري مي يابد كه بدانيم، يكي ازاهداف مقام معظم رهبري در نام گذاري سال 1389 به سال «همت مضاعف و كار مضاعف»، شكوفايي اقتصادي ايران است. در اين نوشتار به برخي ازاين انديشه هاي ناب اشاره مي كنيم.

1- كار و تلاش

كار وكوشش، قانون عام آفرينش براي شكوفايي اقتصادي و دست يابي به اهداف و آرزوهاي بلند است. خداوند در اين باره هيچ بخلي نورزيده است. هركه اين قانون را به درستي به كار گيرد، دنياي او رونق مي گيرد و شكوفا مي شود؛ اگرچه بر آييني جز آيين اسلام باشد. در مقابل، هركه از اين قانون مهم، غفلت كند و آن را ناديده انگارد و وانهد، دچار تنگنا، عقب ماندگي و تهي دستي خواهد شد؛ اگرچه مسلماني شيعي و داراي مكتب «اثني عشري» باشد و گرچه شب و روز خويش را به دعا و توكل و عبادت سپري كند.
امام رضا(ع) به خوبي از اين قانون آگاه بود، چنان كه سامان بخشيدن به دنياي انسان ها را در گرو پاي بندي به اين قانون مي دانست. در نتيجه، آنها را به كار و كوشش فرا مي خواند. احمد بن ابي نصر بَزّنطي مي گويد: «به امام رضا(ع) گفتم: كوفه به من نمي سازد و زندگي در آن همراه با مضيقه است. زندگي ما در بغداد بود و درآنجا در روزي برمردم گشاده است. حضرت فرمود: «اگر مي خواهي بيرون بروي برو؛ چرا كه امسال، سال آشفته اي است و مردمان را چاره اي جز طلب روزي و كوشش براي به دست آوردن معيشت خوب نيست. پس طلب و كوشش را براي به دست آوردن امكانات زندگي از دست مده».(2)
از ديدگاه امام رضا(ع)، ارزش معنوي كار چنان است كه مقام كارگر را فراتر از مقام مجاهدين في سيبل الله (جهادگران در راه خدا) مي داند و مي فرمايد: «ان الذي يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجراً من المجاهد في سبيل الله؛ آن كه با كار و كوشش، در جست و جوي مواهب زندگي براي تأمين خانواده خويش است، پاداشي بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد».(3)
«
تنها تن آدمي نيست كه به كار نياز دارد، بلكه رشد روح او وقواي معنوي و فكر و فرهنگ و تربيت او نيز بستگي به كار دارد و بي كاري، بر معنويت آدمي نيز آثاري زيان بار مي گذارد. اگر آدمي، هر چه را كه نياز دارد،دراختيار داشت و طبيعت، آماده و ساخته پرداخته به او مي داد و در نتيجه، اوقات خود را پيوسته به بي كاري و فراغت مي گذراند، به فساد و تباهي كشيده مي شد و ناگزير نيرو و انرژي خود را در راه هايي صرف مي كرد كه به نابودي خود هم نوعانش مي انجاميد».(4)

2- پرهيز از اسراف

اسراف، سرگراني با خداوند و نعمت هاي اوست. آن كه در به دست آوردن حتي لقمه اي نان، «ابر و باد و مه خورشيد و فلك» و ده ها عامل پيدا و پنهان ديگر را مؤثر مي داند، هرگز اسراف نمي كند. در حقيقت، اسراف، پشت پا زدن بي توجهي و بي حرمتي به همه عوامل ياد شده است.
هرگز شكوفايي و رونق اقتصادي، با اسراف و هدر دادن بيهوده اموال امكان پذير نيست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادي نخواهد رسيد. از اين رو، اسراف، آفت كار نيز به شمار مي آيد، زيرا آن كه هم كار مي كند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقي كه ته ندارد، پول مي ريزد و بديهي است ثروتي براي اندوخته نخواهد شد و پيشرفتي نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلي فقر و تهي دستي نيز به شمار مي رود. از ديدگاه عرفاني، نعمت هاي پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بي توجهي فرد را به خود حس كنند، رخت بر مي بندند و فرد را از نعمت ها محروم مي كنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببينند، نه تنها مهمان سفره زندگي او خواهند شد، بلكه نعمت هاي ديگر را نيز به سوي خويش فرامي خوانند. در نتيجه، نعمتي برنعمت شخص افزوده مي شود.
با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازي اموال را پديده اي ناپسند مي داند، دوستنان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك باز مي دارد و مي فرمايد: «ان الله يبغض... اضاغة المال؛ خداوند، تباه سازي اموال را دشمن مي دارد.» (5) «گفتني است تباه كردن اموال و تضييع آنها كه در اين روايت آمده، مفهوم گسترده اي دارد و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل مي گردد. تباهي و تضييع، ممكن است براثر علت هايي چند پديد آيد كه از جمله آنها عبارتند از: اسراف كاري و مصرف بيش از اندازه، بي اطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريت هاي مالي، كوتاهي و سهل انگاري در به كارگيري اموال و مانند آنها كه موجب مي شوند تا سرمايه زندگي تباه شود و موجب فقر و تهي دستي گردد و حتي سير و حركت معنوي انسان نيز دست خوش تزلزل شود. با توجه به كليت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامه ريزي درست و حساب شده اي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گيرد، اموال، تباه خواهد شد.»(6) از اين رو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: « من الفساد قطع الدرهم و الدينار و طرح النوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دورافكندن هسته خرما(كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود)، از جمله كارهاي فاسد ونادرست است».(7)

3- ميانه روي در مصرف

از فضيلت هاي مهم اخلاقي، ميانه روي در همه كارها به ويژه ميانه روي در مصرف است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «واقصد في مشيك؛ در رفتارت ميانه رو باش!» (اسراء : 29) همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: «والذين إذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوامًا و آنان كه چون انفاق مي كنند، اسراف نمي ورزند و خست نمي كنند، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال و ميانه را برمي گزينند». (فرقان:67)
در اهميت ميانه روي و ناروا بودن افراط و تفريط همين بس كه افراط و تفريط، از نشانه هاي ناداني شمرده شده و حضرت علي(ع) فرموده است: «لاتري الجاهل اماّ مفرطاً او مفرطاً؛ نادان را نبيني جز آنكه يا افراط مي كند يا تفريط.»(8) شيخ محمود شبستري در اين باره زيبا سروده است:
همه اخلاق نيكودر ميانه است
كه ازافراط و تفريطش كرانه است
ميانه چون صراط مستقيم است زهر دو جانبش جحيم است
از ديدگاه امام هشتم(ع) هم كسي كه در مصرف، به خود و خانواده خود سخت مي گيرد و در مصرف، خست مي ورزد، از جاده مستقيم بيرون است و هم آن که اسراف كرده و زياده روي مي كند. امام رضا(ع)، هر دو شيوه را ناپسند مي شمارد. يكي از ياران امام هشتم(ع) مي گويد: از امام رضا(ع) درباره چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم. فرمود: «مخارج خانواده، حد وسط است ميان دو روش ناپسند.» گفتم: «فدايت شوم، به خدا سوگند! نمي دانم اين دو روش چيست؟ فرمود: «دو روش ناپسند، اسراف و خست است. آيا نمي داني كه خداوند بزرگ، اسراف(زياده روي) و اقتار (خست گيري) را ناخوشايند مي دارد و در قرآن مي فرمايد:«آنان كه هرگاه چيزي ببخشند، نه زياده روي مي كنند و نه خست مي ورزند و ميانگين اين دو را در حد قوام برمي گزينند».(9)
«
از ديدگاه امام رضا(ع)، تصرفات شخص در اموال خويش، محدود است؛ يعني اين گونه نيست كه حال كه اموال انسان ملك اوست و به وي تعلق دارد، بتواند در آنها هرگونه كه خواست، تصرف كند، بلكه تصرف اوبايد در حد ميانه و متعادل و به دور از اسراف و خست باشد. او هم اجازه ندارد كه خست ورزد و در مصرف بر خود سخت گيرد و هم مجاز نيست كه اموال خويش را ريخت و پاش نمايد. امام رضا(ع) در پايان سخن خويش به كلام خداوند استدلال فرمود كه در آن واژه «قوام» آمده است. مقصود از قوام؛ يعني آن استواري و اقتصادي كه موجب سامان يافتن زندگي همه افراد مي شود كه در آن، نه كسي محروم ماند و نه كسي بي حساب برخوردار گردد. روشن است كه هر چيز آنگاه مي تواند عامل «قوام» باشد و زمينه استواري چيز ديگري را فراهم آورد كه در موضع مناسب خود قرار گيرد و موضع مناسب، همان حد ميانه و دور بودن از اسراف و خست است. اسراف و اقتار (خست) كه دو سوي حد ميانه است، ضد قواميت مال است؛ يعني مايه قوام و سامان يابي فرد و جامعه نيست، بلكه همين مال كه عامل بقا و قوام است، در حال افراط و تفريط، عامل تباهي و هلاكت فرد و جامعه خواهد بود. بقاء و دوام و قواميت، در حد ميانه و اعتدال است».(10)
گشته است در ميانه روي، عمر ما تمام ما از پل صراط همين جا گذشته ايم

پي نوشت ها :

1- اين مقاله برگرفته شده از سايت سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان استان مرکزی مي باشد.

2- محمدرضا محمود و محمد حكيمي، الحياة، ج 6، ص 468.
3- حسن بن علي بن شعبه حراني، تحف العقول، ص 808.
4- محمد حكيمي، معيارهاي اقتصادي تعاليم رضوي، صص 224 و 225.
5- تحف العقول، ص 804.
6- معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 143 و 144.
7- شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 167.
8- نهج البلاغه، حكمت 70
9- شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ج 2، ص 622.

10- معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 83. 88 و91.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390;ساعت 21:29;  توسط ;  | 

مولانا محمد معصوم يزدى ساكن مشهد مقدس كه يكى از صلحاى ارض ‍ اقدس رضوى بود نقل نمود.
من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودى حاصل نشد تا روزى در عالم خواب شخصى نورانى با شمائل روحانى بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه مى باشد بر بدن خود نمى مالى چون از خواب بيدار شدم از شدت مرض خواب خود را فراموش كرده و از بسيارى درد و حرارت تب ناله مى كردم .

ناگاه مادرم در آنوقت آمد و چون مرا باَّن شدت مرض ديد كه ناله مى كنم گفت اى فرزند از لطف الهى نااميد مباش و تو چرا در اين مدت مرض از غبار ضريح مطهر حضرت رضا (ع ) بر بدن خود نماليده اى .
گفتم اى مادر آن غبار شريف كجاست و چرا نمى آورى تا من از اين سختى و شدت مرض خلاص شوم .

وبلاگ انیس النفوس - www.anisonnofous.blogfa.com

مادرم فوراً رفت و صندوقچه اى آورد و باز كرد و قدرى غبار ضريح مطهر بيرون آورد و بمن داد پس من گرفتم و بر سر و رو و سينه خود ماليدم و بخواب رفتم و چون پس از ساعتى بيدار شدم عرق بسيارى كرده بودم و خود را سبك يافتم و ملتفت شدم كه ببركت آن غبار مطهر شفا يافته ام پس برخاستم و همان وقت بزيارت آن بزرگوار مشرف شدم و شكر الهى را بجاى آوردم . و نيز گفته است .
وقتى چشمم بنحوى شد كه هيچ جائى و چيزى را نمى ديدم و هرقدر معالجه نمودم فائده اى حاصل نشد و از علاج مايوس شدم تا شبى در عالم خواب ديدم بزيارت حضرت رضا (ع ) مشرف شده ام لكن ضريح مبارك نبود و قبر شريف آشكار بود و ديدم خاك بسيارى روى قبر مبارك است در همان عالم خواب بخاطرم رسيد كه خوب است قدرى از اين ترتب پاك بقصد تبرك بردارم و برچشم خود بكشم .
پيش رفتم قدرى خاك بردارم ناگاه گوينده اى گفت اى بى ادب مابين ضريح و قبر مبارك حريم است تا اين ندا را شنيدم دور شدم و با ادب نشستم لكن يكدست خود را بر زمين بنهاده و خم شدم و با دست ديگر قدرى خاك برداشتم و بهر دو چشم خود كشيدم و چون بيدار شدم در اندك وقتى بهبودى حاصل گرديد و حال قريب يك سال كه ديگر بدرد چشم مبتلا نشده ام (1)

خاك رهش ز بهر مريضان بود شفا

                                             هر دردى بى علاج ز لطفش شود دوا

پي نوشتها:

1- روضات الزاهرات

منبع: كتاب كرامات الرضويه (ع (

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390;ساعت 17:22;  توسط ;  | 

سالروز به امامت رسيدن قطب عالم امكان، خورشيد پنهان، حضرت صاحب الزمان، بر عاشقان و رهروان راه دوست مبارك باد؛ به همين مناسبت در اين پست گذري داريم بر سخنان امام رضا (ع) درباره حضرت مهدي (عج).

خالي نبودن زمين از حجتهاي الهي

امام رضا(ع) در مواضع متعددي با تأکيد بر اينکه زمين هيچگاه از حجت الهي و امام به حق خالي نمي‏ماند به طور غير مستقيم موضوع امامت را تثبيت مي‏کردند. 

از جمله آن حضرت در پاسخ «سليمان الجعفري» يا «سليمان بن جعفر الحميري» که مي‏پرسد: 

تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟ 

آيا زمين از حجت خدا خالي مي‏ماند؟ 

مي‏فرمايد: لوخلت الأرض طرفة عين من حجة لساخت بأهلها

اگر زمين [به اندازه] يک چشم برهم زدن از حجت خالي بماند، ساکنانش را در خود مي‏برد. 

مضمون اين روايت از سوي تعدادي ديگر از راويان با تغييرات جزيي در عبارت، نقل شده است

براساس اين روايت تا آستانه قيامت زمين از امامي که حجت خداست خالي نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعي از تاريخ اين حجت الهي بنابر ضرورتهايي در غيبت به سر برد.

نام و نسب امام مهدي (عج)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگيري از حيرت و سرگرداني شيعه در شناسايي منجي موعود، امام رضا(ع) در احاديث متعددي، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرينش تا رسول گرامي اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ايشان به معرفي سلسله نسب آن امام مي‏پرداختند. 

از جمله در يکي از روايتهايي که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل مي‏کنند، چنين آمده است: 

أنا سيّد من خلق اللّه‏، عزّوجلّ، وأنا خير من جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل و حملة العرش و جميع ملائکة اللّه‏ المقربين و أنبياءاللّه‏ المرسلين، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشريف و أنا و عليّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه‏ عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه‏، عزّوجلّ، و من عليّ سبطا أمّتي و سيداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسين و من ولد الحسين تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتي و معصيتهم معصيتي، تاسعهم قائمهم و مهديّهم

من سرور آفريده‏هاي خداي عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئيل، ميکائيل، اسرافيل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پيامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شريف [کوثر]هستم. من و علي دو پدر اين امتيم؛ هر کس که ما را شناخت خداي عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خداي عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط اين امت و دو سيد جوانان اهل بهشت، حسن و حسين، از [فرزندان] علي‏اند و از نسل حسين نه امامند که پيروي از آنان پيروي از من و نافرماني از آنها نافرماني از من است. نهمين نفر از اين امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدي آنان است. 

آن حضرت در روايت ديگري مي‏فرمايد: 

الخلف الصالح من ولد أبي محمد الحسن بن علي و هو صاحب الزمان و هوالمهدي

آن جانشين صالح از فرزان ابومحمد حسن بن علي است و او صاحب الزمان و مهدي است. 

در روايت ديگري امام رضا(ع) پس از آنکه «دعبل» در پيشگاه آن حضرت قصيده معروف خود را در وصف اهل بيت مي‏خواند و در آن از قيام آخرين امام ياد مي‏کند، مي‏فرمايد: 

يا دعبل الإمام بعدي محمد ابني و بعد محمد ابنه عليّ و بعد علي ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر في غيبته، المطاع في ظهوره لولم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه‏ عزّوجلّ ذلک اليوم حتّي يخرج فيملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا

اي دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علي و پس از علي فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غيبتش انتظار کشيده مي‏شود و در ظهورش اطاعت مي‏گردد. اگر از [عمر] دنيا يک روز بيشتر باقي نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولاني مي‏کند تا او قيام کند و زمين را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود. 

در اين زمينه احاديث ديگري نيز از آن حضرت نقل شده که در اين مجال فرصت پرداختن به همه آنها نيست

صفات و ويژگي هاي امام مهدي (عج)

امام هشتم شيعيان(ع) در موارد متعددي به توصيف ويژگيهاي ظاهري و جسمي امام مهدي(ع) پرداخته‏اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند. 

از جمله آن حضرت در پاسخ «ريان بن صلت» که مي‏پرسد: 

أنت صاحب هذا الأمر؟ 

آيا صاحب اين امر [حکومت اهل بيت(ع)] شماييد؟ 

مي‏فرمايد: 

أنا صاحب هذا الأمر ولکنّي لست بالذي أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کيف أکون ذلک علي ماتري من ضعف بدني و إنّ القائم هوالذي إذا خرج کان من سنّ الشيوخ و منظر الشبّان، قويّا في بدنه حتّي لومدّ يده إلي أعظم شجرة علي وجه الأرض لقلعها ولو صاح بين الجبال لتدکدکت صخورها يکون معه عصا موسي و خاتم سليمان عليهماالسلام، ذاک الرابع من ولدي يغيّبه اللّه‏ في ستره ما شاء، ثم يظهره فيملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما

من صاحب اين امر هستم، اما آنکه زمين را پر از عدل مي‏کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نيستم. و چگونه من با اين ناتواني جسمي که مي‏بيني مي‏توانم او باشم. به درستي که قائم کسي است که به هنگام قيامش در سن پيرمردان و با چهره جوانان ظاهر مي‏شود. او از چنان قوت بدني برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ‏ترين درختي که بر وي وجود دارد دراز کند آن را از ريشه برمي‏کند و اگر در بين کوهها فرياد کشد، صخره‏ها متلاشي مي‏شوند. عصاي موسي و خاتم سليمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمين فرزند من است. خداوند او را تا زماني که بخواهد در پوشش خود غايب مي‏سازد، سپس او را آشکار مي‏سازد تا زمين را به وسيله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه [پيش از آن] از جور و ستم پر شده بود. 

همچنين آن حضرت در پاسخ «ابي صلت هروي» که مي‏پرسد: 

ما علامات القائم منکم إذا خرج؟ 

نشانه‏هاي قائم شما به هنگام ظهور چيست؟ 

وبلاگ انيس النفوس - Anisonnofous.Blogfa.Com

مي‏فرمايد: 

علامته أن يکون شيخ السنّ، شاب المنظر، حتّي أنّ الناظر إليه ليحسبه ابن أربعين سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لايهرم بمرور الأيّام والليالي، حتّي يأيته أجله

نشانه او اين است که سن پيران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتي کسي او را مشاهده مي‏کند گمان مي‏برد که چهل سال يا کمتر سن دارد. به درستي که از نشانه‏هاي او اين است که گذر شب و روز او را پير و سالخورده نمي‏سازد تا زماني که اجل او فرا رسد. 

آن حضرت در روايت ديگري به توصيف جمال نوراني امام دوازدهم پرداخته، مي‏فرمايد: 

بأبي و أمّي سميّ جدّي، صلي‏اللّه‏ عليه و آله، و شبيهي و شبيه موسي بن عمران، عليه‏السلام، عليه جيوب النور يتوقّد من شعاع ضياء القدس

پدر و مادرم به فداي او که همنام جدّم، شبيه من و شبيه موسي بن عمران است. بر او نوارهاي نوراني است که از پرتو نور قدس روشنايي مي‏گيرد.

غيبت و نهان زيستي امام مهدي (عج)

امام رضا(ع) نيز چون ديگر اجداد طاهرينش موضوع غيبت آخرين حجت حق را پيش‏بيني و شيعيان را براي برخورد با اين پديده آماده نموده است. در يکي از رواياتي که «حسن بن علي بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم: 

کأنّي بالشيعة عند فقدهم الثالث من ولدي کالنعم يطلبون المرعي فلا يجدونه. قلت له: ولم ذاک يا ابن رسول‏اللّه‏؟ قال: لأنّ إمامهم يغيب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ يکون لأحد في عنقه بيعة إذا قام بالسيف

گويا شيعيان را مي‏بينم که به هنگام فقدان سومين فرزند من مانند گوسفنداني که به دنبال چوپان خود مي‏گردند سرگردانند و او را نمي‏يابند. گفتم: چرا اين‏گونه است، اي پسر رسول خدا؟ فرمود: زيرا امامشان از آنها غايب شده است. پرسيدم: چرا؟ فرمود: براي اينکه به هنگام قيامش با شمشير، بيعت هيچکس بر گردنش نباشد. 

آن حضرت در روايت ديگري به نقل از رسول گرامي اسلام(ص) مي‏فرمايند: 

بأبي ابن خيرة الإماء ابن النوبيّة الطيّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطريد الشريد الموتور بأبيه و جدّه، صاحب الغيبة يقال مات أوهلک، أيّ واد سلک؟

پدرم به فداي فرزند بهترين کنيزان، فرزند آن [کنيز] اهل نوبه که دهاني خوشبو و رحمي نيک‏نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بي‏خانمان و کسي است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غيبت است. گفته مي‏شود: او مرده يا هلاک شده است، در چه سرزميني سير مي‏کند؟ 

همچنين امام هشتم شيعيان(ع) در زمينه غيبت آخرين امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(ص) چنين روايت مي‏کند: 

والذي بعثني بالحقّ بشيرا ليغيبنّ القائم من ولدي بعهد معهود إليه منّي حتّي يقول أکثر الناس: ما للّه‏ في آل محمد حاجة، و يشکّ آخرون في ولادته. فمن أدرک زمانه فليتمسّک بدينه ولا يجعل للشيطان إليه سبيلاً بشکّه فيزيله عن ملّتي و يخرجه عن ديني، فقد أخرج أبويکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه‏ عزّوجلّ جعل الشياطين أولياء الذين لايؤمنون

سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزيد، [امام] قائم از فرزندان من، براساس پيماني که از جانب من برعهده اوست، از ديده‏ها پنهان مي‏شود تا آنجا که بيش‏تر مردم مي‏گويند: خدا نيازي به خاندان محمد ندارد. و گروهي ديگر در ولادت او شک مي‏کنند. پس هر کس زمان او را دريابد بايستي به دين او درآويزد و به واسطه شک خود براي شيطان راهي به سوي خود باز نسازد، تا شيطان او را از آئين من زائل و از دين من بيرون نکند. همچنانکه پيش از اين پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد. به درستي که خداوند عزّوجلّ شيطان را سرپرست (وليّ) کساني که ايمان ندارند، قرار داده است.

فضيلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدي (عج)

موضوع ديگري که در زمينه باور مهدوي در کلام امام رضا(ع) يافت مي‏شود، موضوع «انتظار فرج» يا چشم به راه گشايش بودن است. آن حضرت در روايات متعددي به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره کرده‏اند. از جمله در روايتي خطاب به «حسن بن جهم» که از ايشان در مورد «فرج» مي‏پرسد، مي‏فرمايد: 

أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدري إلاّ أن تعلّمني. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج

آيا مي‏داني که انتظار فرج [جزيي] از فرج است؟ گفتم: نمي‏دانم مگر اينکه شما به من بياموزيد. فرمود: آري انتظار فرج، جزيي از فرج است. 

در روايت ديگري نيز مي‏فرمايد: 

ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّي معکم رقيب» «وانتظروا إنّي معکم من المنتظرين» فعليکم بالصبر إنّما يجي‏ء الفرج علي اليأس و قدکان الذين من قبلکم أصبر منکم...

چه نيکوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا [شعيب] را نشنيدي که فرمود: «و انتظار بريد که من [هم] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشيد که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباري؛ چرا گشايش بعد از نااميدي فرا مي‏رسد و به تحقيق کساني که پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند. 

و بالاخره در روايت بسيار زيبايي فضيلت انتظار را اين‏گونه بيان مي‏کنند: 

... أما يرضي أحدکم أن يکون في بيته ينفق علي عياله ينتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه‏، صلي‏اللّه‏ عليه و آله، بدرا، و إن لم يدرکه کان کمن کان مع قائمنا في فسطاطه...

... آيا هيچيک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده‏اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالي از دنيا برود مانند کسي است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند کسي است که به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.

ظهور امام مهدي (عج)

موضوع ديگري که در روايات رضوي به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدي و آثار و پيامدهاي آن است. از جمله در روايتي که «حسين بن خالد» آن را نقل مي‏کند آن حضرت در پاسخ اين پرسش که: 

يا ابن رسول اللّه‏ و من القائم منکم أهل البيت؟ 

اي فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بيت کيست؟ 

مي‏فرمايد: 

قال الرابع من ولدي ابن سيّدة الإماء، يطهّر اللّه‏ به الأرض من کلّ جور و يقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذي يشکّ الناس في ولادته و هو صاحب الغيبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع ميزان العدل بين الناس فلايظلم أحد أحدا، و هوالذي تطوي له الأرض ولايکون له ظلّ و هوالذي ينادي مناد من السماء يسمعه جميع أهل الأرض بالدّعاء إليه يقول: ألا إنّ حجة‏اللّه‏ قد ظهر عند بيت‏اللّه‏ فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فيه و هو قول اللّه‏ عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل عليهم من السماء آية فظلّت أعناقهم لها خاضعين»

چهارمين از فرزندان من، فرزند سرور کنيزان، کسي است که خداوند به واسطه وي زمين را از هر ستمي پاک و از هر ظلمي پيراسته مي‏سازد و او کسي است که مردم در ولادتش شک مي‏کنند و او کسي است که پيش از خروجش غيبت مي‏کند و آنگاه که خروج کند زمين به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در ميان مردم ميزان عدالت را برقرار کند و هيچکس به ديگري ستم نکند واو کسي است که زمين براي او درهم پيچيده مي‏شود و سايه‏اي براي او نباشد و او کسي است که از آسمان ندا کننده‏اي او را به نام ندا کند و به وي دعوت نمايد به گونه‏اي که همه اهل زمين آن ندا را بشنوند، مي‏گويد: «آگاه باشيد که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پيروي کنيد که حق با او و در اوست» و اين همان سخن خداي تعالي است که فرمود: «اگر بخواهيم از آسمان برايشان آيتي نازل مي‏کنيم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».

دعا به امام مهدي (عج)

ميان امام رضا(ع) و امام مهدي(ع) آنچنان پيوند قلبي وجود داشته که آن حضرت از سالها پيش از تولد نسل چهارم خود با بيانهاي متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و ياريش را از خداوند طلب کرده است. در يکي از اين دعاها چنين مي‏خوانيم: 

أللّهمّ أصلح عبدک و خليفتک بما أصلحت به أنبيائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أيّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بين يديه و من خلفه رصدا يحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا يعبدک لايشرک بک شيئا ولاتجعل لأحد من خلقک علي وليّک سلطانا وائذن له في جهاد عدوّک و عدوّه واجعلني من أنصاره إنّک علي کلّ شي‏ء قدير

خداوندا! [امور] بنده و جانشين‏ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پيامبران و رسولات را اصلاح کردي؛ او را با فرشتگانت دربر گير و با روح‏القدس از جانب خودت ياري کن؛ در پشت سر و پيش روي نگهباناني قرار ده که او را از بدي درامان دارند؛ بيم و نگراني او را تبديل به امنيت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسي را براي تو شريک نگيرد؛ هيچيک از آفريدگانت را بر وليّ‏ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از ياران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چيز توانايي.

منبع: مقاله باور مهدي در کلام رضوي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389;ساعت 21:3;  توسط ;  | 

وبلاگ انیس النفوس -  http://anisonnofous.blogfa.com

دوستانی که از سال گذشته با وبلاگ انیس النفوس همراه بوده اند حتماً به یاد دارند که سال گذشته به مناسبت سال اصلاح الگوی مصرف ، مقاله ای تحت عنوان " اصلاح الگوی مصرف از دیدگاه امام رضا (ع) " ارائه دادیم که مورد توجه کاربران فارسی زبان بسیاری قرار گرفت و ما تصمیم گرفتیم امسال هم که توسط رهبر عزیزمان سال " همت مضاعف و کار مضاعف " نامگذاری شده  مقاله ای تحت عنوان " همت مضاعف و کار مضاعف از دیدگاه امام رضا (ع) " منتشر کنیم ، با امید به اینکه این موضوع را سرلوحه ی کارهایمان هم قرار دهیم و فقط نگاه تبلیغاتی به عناوین سال ها نداشته باشیم .

اما ابتدا بخش هایی از پیام رهبر عزیزمان را مرور می کنیم :

در این دعائی که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که میفرماید: «حوّل حالنا الی احسن الحال». نمی فرماید ما را به روز نیکی، حال نیکی برسان؛ به پروردگار عرض میکند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والای انسان مسلمان همین است که در همه ی عرصه ها به بهترینها دست پیدا کند.

امسال برای اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعای شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفه ی ماست، انجام بدهیم، برای اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهای کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم تر و پرتلاش تر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری میکنم. به امید اینکه در بخشهای مختلف، بخشهای اقتصادی، بخشهای فرهنگی، بخشهای سیاسی، بخشهای عمرانی، بخشهای اجتماعی، در همه ی عرصه ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهای بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم تر، راه های نرفته ای را بپیمایند و به هدفهای بزرگ خود ان شاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.

اینک دیدگاه امام رضا (ع) در مورد کار و تلاش را بررسی می کنیم :

امام رضا (ع) می فرمایند : کسی که دنبال روزي مي‌رود تا آبروي خود و خانواده‌اش را حفظ کند، اجر و پاداشش از رزمنده‌اي که در راه خدا جنگ مي‌کند بيشتر است (1) . (عرق کارگر معادل خون شهيد است.) ، یعنی کار و تلاش در دیدگاه امام رضا (ع) ، آنقدر با ارزش است که آن را بالاتر از جهاد در راه خدا اعلام نمودند .

اما باید بدانیم هیچ کاری بدون برنامه ریزی به نتیجه نخواهد نرسید ، همانطور که امام رضا (ع) می فرمایند : انديشيدن و تأمل قبل از شروع هر کار تو را از پشيماني ايمن مي‏سازد. (2) ، خوشبختانه دولتمردان نظام از قبل به این نکته توجه داشته اند و چشم انداز 20 ساله ی کشور را تعیین نموده اند و اینک وظیفه ی هر ایرانی است که به هر نحوی به پیشرفت کشور کمک نمایند . همت مضاعف و کار مضاعف یک شعار نیست ، بلکه یک الگوست ، همه ی کارها نباید به دولت واگذار شود ، هر قشری از جامعه می تواند بازدهی کار خود را افزایش دهد ، دانشجویان و محصلان می توانند تحصیل خود را گسترده تر کنند ، کاربردی تر بخوانند ، کارمندان و کارگران با توان بیش تری کار کنند ، با پیشروی به سمت دولت الکترونیک سرعت پیشرفت را افزایش دهیم و هر کسی می تواند کار خود را مضاعف کند . ما باید به خدا توکل کنیم و هیچگاه یاد او را از ذهن خود بیرون نکنیم ، اما توکلی که همراه عمل است ، چنان که امام رضا (ع) می فرمایند : هر کس از خداوند، توفيق بطلبد ولي تلاش نکند، خود را مسخره کرده است.  (3)

رهبر عزیزمان هم در پیام نوروزی خود ما را اینگونه به توکل بر خدا و تقویت علم توصیه نمودند :

باید به خدای متعال توکل کنیم؛ از خدای متعال استمداد کنیم و بدانیم که زمینه برای کار، زیاد است. دشمنان، دشمن علم و ایمان جامعه ی ما هستند. علم و ایمان را به صورت مضاعف در میان خودمان باید تقویت کنیم. ان شاءاللَّه راه ها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهی و نصرت الهی، ملت ما و کشور ما و مسئولین ما را همراه و زیر سایه ی خود خواهد داشت.

اما نباید اهمیت نقش و کار فرهنگی را هم از زندگی خود فراموش کنیم و همیشه این فرمایش ثامن الحجج را در ذهن خود داشته باشیم که فرمودند : خدا رحمت کند کسی را که این امر ولایت ما را زنده میسازد پرسیده شد امر شما چگونه زنده میشود فرمود علوم و معارف و احادیث ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند نمود. (4) این یعنی همت مضاعف و کار مضاعف فقط جنبه ی مادی و دنیایی ندارد ، ما باید به ترویج دین خدا هم بپردازیم ، امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم ، مروج فرهنگ والای ائمه باشیم و شیعه پروری کنیم .

پس لازم است همین امروز شروع کنیم و امر ولی فقیه مسلمین که چیزی جز تفسیر حرف خدا و ائمه ی خدا در آن دیده نمی شود را لبیک گفته و به نوبه ی خود به پیشرفت کشور کمک نماییم .

پی نوشتها :

1- وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۶۷

2- تحف العقول - کتاب سخنان گهربار ( درر الکلام )

3- کتاب دیدار یار

4- بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

متن پیام نوروزی از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری مد ظله العالی و حوزه نقل شده است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389;ساعت 20:51;  توسط ;  |